تبليغاتX
دلتنگی های یک کرم دندون - باد

دلتنگی های یک کرم دندون

باد

 چند روز پيش به اين فکر بودم که دلم برای صدای باد ...... وقتی توی کوه میپيچه ... وقتی برگ های درخت ها را تکون ميده ..... وقتی که آروم و ملايم تو به صورتت می خوره و باهات حرف می زنه ........ تنگ شده .......

امروز به اين فکر می کردم که چقدر دلم برای خود باد تنگ شده ..... نه صداش ... !.. برای باد ...... يه باد قوی و پرزور............. که بياد ............... در يک آن......... من راازجا بلند کنه ..........................................

 و با خودش ببره ........ !

                                   .........................

پ.ن: سورئالیست هم رفت ....

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط کرم دندون  |