دنيای ادم بزرگا
وقتی کوچيک بودم دلم می خواست زودتر بزرگ شم،اونقدر بزرگ که هيچکی نتونه جام تصميم بگيره، هيچکی نتونه بهم زوربگه و بگه اين کارو بکن اين کارو نکن.دوست داشتم وارد دنيای ادم بزرگا شم تا بدونم دنياشون چه رنگيه،چه جوريه و چه شکليه اما حالا که وارد دنيای اونا شدم فهميدم که دنياشون بر خلاف اسمشون خيلی کوچيکه وهمينجور خيلی هم تاريک. اونقدر تاريک که از وارد شدن به اون ادم احساس ترس می کنه اخه دنياشون پر از دروغ وکلک و سياهيه.دنياشون فقط گول زدن و سو ءاستفاده از هم ديگه است. کم کم داره حالم از دنياشون بهم می خوره.دلم می خواد برگردم به همون دنيای بچگيم .دنيای قهر واشتيای الکی،دنيای يکدلی و يکرنگی، دنيای صفاوصميميت راستی. دنيای که توش دروغ پيدا نمی شه. تو اون دنيا همه خودشونن خود واقعيشون.
دلم واسه بچگيام يه ريزه شده واسه اون بچه بازيا، جيغ زدنا،فوتبال بازی کردنا،وسطيامون،دوچرخه سواری با بچه محلامون ،کارتونای روزيای جمعه ساعت ۲وموسيقيه اشنای پک پک پک پک پک....پک پک پک پک پک و خيلی چيزای ديگه که همشون برام دلنشين ترين خاطره ها رو می سازن.کاش می شد واسه يه لحظه هم که شده به عقب برگردم و کوچيک شم.و خلاصه اش اينه که
می خوام از دنيای ادم بزرگا انصراف بدم. ايا کسی راهشو بلده به من ياد بده؟؟؟؟؟؟
دلم واسه بچگيام يه ريزه شده واسه اون بچه بازيا، جيغ زدنا،فوتبال بازی کردنا،وسطيامون،دوچرخه سواری با بچه محلامون ،کارتونای روزيای جمعه ساعت ۲وموسيقيه اشنای پک پک پک پک پک....پک پک پک پک پک و خيلی چيزای ديگه که همشون برام دلنشين ترين خاطره ها رو می سازن.کاش می شد واسه يه لحظه هم که شده به عقب برگردم و کوچيک شم.و خلاصه اش اينه که
می خوام از دنيای ادم بزرگا انصراف بدم. ايا کسی راهشو بلده به من ياد بده؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1383ساعت 8:18 قبل از ظهر  توسط کرم دندون
|
