تبليغاتX
دلتنگی های یک کرم دندون - عشق رو باور کردی ؟

دلتنگی های یک کرم دندون

عشق رو باور کردی ؟

حالم از هر چی قلب قرمز و آی لاو یو دار بهم میخوره ... از این خرس های تپل مپلی که از پشت ویترین بهم چشمک می زنن ... از این شوکولات های رنگ و وارنگی که خودشون رو پشت طعم شیرینشون قایم کردن .... از هرچی که منو یاد اون کلمه سه حرفی مزخرف میندازه متنفرم ...

من از دروغ های شیرینی که به اسم حرفهای عاشقونه روز ولنتاین تحویلم دادی بدم میاد ... از چتر های دو نفره بدم میاد .... از روزهای بارونی بدم میاد ... از صندلی های خالی گوشه های دنج پارک بدم میاد .... از اون شیرین احمق و فرهاد خر بدم میاد .... از نگاه های هرزه ات که تا ته وجودم رو می سوزونه متنفرم ....

عشق یه دروغ بود ... یه دروغ قشنگ که هر روز صبح به امید نفس کشیدنش از رختخواب بیرون می پریدم ... یه رویای طلایی که هر شب به امید خواب دیدنش گوسفند می شمردم .... اشتباه نکن ... احمق نبودم ... گرسنه بودم ... گرسنه عشق ... گرسنه نفس کشیدن هوایی که خیلی وقته تو شیشه کردن و به اسم داروی محبت می فروشن ...آره...عشق خالی بندی بود ... غصه بود ... آرزو بود ... من گم شده بودم .....

من مرده بودم و از از عشق حرف زدن تنها راه نجاتم بود .... مثل حرف زدن یه سرطانی از زندگی .... مثل حرف زدن یه آدم بی پا از دویدن .... مثل گریه کردن یه مرده تو قبر ...

نکنه باور کردی عشق در نگاه اول رو ؟ نکنه اومدن اسب سوار بی باک رو باور کردی ؟ تپش قلب .... اون چی؟ یادت رفته عاشق اونه که قبل از عاشق شدن چرتکه بندازه ؟

باز با آن دیگری دیدم تورا         جای قهر و اخم خندیدم تورا

باز گفتی اشتباهت دیده ام     گفتمت باشد،بخشیدم تو را

باز هم این قصه ات تکرار شد        با رقیبان رفتنت انکار شد

انقدر کردی که دیگر قلب من      از تو و از عشق تو سیراب شد

آن رقیبان یک شبت می خواستند      ذره ذره پاکی یت می کاستند

شب به مهمان خانه ات مهمان شدند         صبح اما از برت برخواستند

آمدی گفتی پشیمانی دگر          زین پس اما پاک می مانی دگر

گفتمت توبه به گرگان چاره نیست         گفتی ام چون کوه ایمانی دگر

گفتمت باشد،بخشیدم تو را        اخم وا کردم و خندیدم تو را

زین حکایت ساعتی نگذشت تا         باز با آن دیگری دیدم تو را

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1383ساعت 6:23 بعد از ظهر  توسط کرم دندون  |