يه سيلي چند كيلو بايتي
به زور كتك هم كه شده بدن بي حسم رو پاي كامپيوتر مي كشونم. روي صندلي لعنتي پشت كامپيوتر سر ميخورم و مي رسم به صفحه كليد مسخره كه صداي تيليك تيليكش حالمو به هم ميزنه وقتي صفحه ي ويندوز با اون خراش دردناك ناخن روي تخته سياه بالا مياد فقط به تو فكر ميكنم به توي لعنتي كه حرفهاي چندش آورت رو يه جايي تو دل اين كامپيوتر برايم قايم كردي و اسمشو گذاشتي صندوق پستي وبلاگ يا هر زهرمار ديگه اونوقت من بدبخت مجبورم تو دنياي سرسام آور اطلاعات اسم كوفتي تو رو انتخاب كنم دو بار دكمه ي لعنتي رو فشار بدم و منتظر بمونم هرچي توهين و تحقيره مث يه سيلي چند كيلو بايتي دردناك با زخم و درد و جزجيگر به صورتم بخوره اونوقت لبم رو انقد گاز بگيرم كه يه قطره خون از گوشه دهنم بريزه رو صفحه كليد و زير انگشتاي من پخش بشه .تا وقتي برات مي نويسم سلام ازت متنفرم و تو جواب ميدي سلام چرا؟عين شقايق تو صحرا شكوفه كنه .بعد تو بپرسي معلومه چه غلتي ميكني؟و من جواب بدم كه دارم حال تهوعم رو با يه نقاشي شكنجه آور از صورت تو تسكين ميدم.
اونوقت تو صفحه ات رو ببندي و منو بفرستي به يه قبرستون ديگه قبرستوني با هزار اسم و قبر اون به شكل دايره اي زرد رنگ پر از آدم هايي كه از شدت ننوشتن مرده اند تا من روي يكي از اونا انگشت بگذارم تا براش از تو بنويسم از حرف زدن لعنتي ات از شونه هات كه بالا انداختي از دستت وقتي مي گذاري روي صفحه كليد و آدم احساس ميكنه كه ميشه توش يه خنجر تصور كرد.از لبخندي كه نمي بينم(اما خوب بلدم حدس بزنم)اونوقت اون آدم جواب بده خوب كه چي؟و من يادم بيفته نصف آدم هاي توي صندوق من تو هستي !خود نفس بريده ات. عينهو يه آسمون پر از كلاغ و يك سنگ كه توي دستم خشكيده نميدونم با كدوم پرتاب ميتونم فك تورو خرد و خاك شير كنم...صندوق پستي باز ميشه يه نفر برام پيغام گذاشته از عشق نوشته و من ناباورانه دكمه ي خاموش رو ميزنم پشت اين ديوار لعنتي و مزخرف بد جوري چاخان نوشتن آسونه
اونوقت تو صفحه ات رو ببندي و منو بفرستي به يه قبرستون ديگه قبرستوني با هزار اسم و قبر اون به شكل دايره اي زرد رنگ پر از آدم هايي كه از شدت ننوشتن مرده اند تا من روي يكي از اونا انگشت بگذارم تا براش از تو بنويسم از حرف زدن لعنتي ات از شونه هات كه بالا انداختي از دستت وقتي مي گذاري روي صفحه كليد و آدم احساس ميكنه كه ميشه توش يه خنجر تصور كرد.از لبخندي كه نمي بينم(اما خوب بلدم حدس بزنم)اونوقت اون آدم جواب بده خوب كه چي؟و من يادم بيفته نصف آدم هاي توي صندوق من تو هستي !خود نفس بريده ات. عينهو يه آسمون پر از كلاغ و يك سنگ كه توي دستم خشكيده نميدونم با كدوم پرتاب ميتونم فك تورو خرد و خاك شير كنم...صندوق پستي باز ميشه يه نفر برام پيغام گذاشته از عشق نوشته و من ناباورانه دكمه ي خاموش رو ميزنم پشت اين ديوار لعنتي و مزخرف بد جوري چاخان نوشتن آسونه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1383ساعت 11:29 قبل از ظهر  توسط کرم دندون
|
