تبليغاتX
دلتنگی های یک کرم دندون - از بهار حرف می زنی؟ من تو زمستون مُردم ...

دلتنگی های یک کرم دندون

از بهار حرف می زنی؟ من تو زمستون مُردم ...

 انتخاب يه موضوع براي وبلاگي كه اينقدر پر از داستان و حرف است مثل پيدا كردن پشه توي فنجان مدير مدرسه سخت است ... فكر كردم از شما يه سوال كنم ، جاي هر حرف و حديثي ، سوال ساده ايست .... من مي پرسم و تو جواب مي دهي ... نه مثل اي كيو سان با اون مغز باز ، نه مثل مجنون با اون چشم هاي بسته ... به من بگو وقتي آدم عاشق مي شود چه مي شود ؟

سلام ... من كرم دندون هستم ، از يك جاي دور ، از يك جايي اون طرف زمين ، از بهشت شايد ، مي دوني چرا؟ آخه من مُردم ، من سيصد روزه كه مُردم ، باور نمي كني؟

قلب من تو يك روز گرم ايستاد ، يك روزي كه تو با شادي نوشته ام رو خوندي ، دست گذاشتي روي صفحه سرد مانيتور ، روي خط هاي درهم برهم و اون لبخند عاقل اندر سفيه هميشگي ات رو تحويلم دادي . اون هم با مخلفات اضافه مهربوني و عشق و دوستي ... همون لحظه ، توي همون ثانيه من بيچاره مُردم !

حالا تو بيا و هي از يك قدمي مرگ بگو ،مرگ تلخ و سياهي كه خلال دندون من بوده ... بيا از سرم و رگ و عمل باي پس بگو ... از اشياي هميشگي وجود من ... از قلب دروغين فلزي بگو ، از عشق ، از مرگ ، از درد ...

شما هنوز نمردين ... شما بوي مرگ رو احساس نكردين ... شما نمي دونيد وقتي خون تو سر آدم مي دوه ، وقتي دندون آدم كليد مي شه يعني چي ... شما بوي انجماد بدن رو تو دماغتون نكشيديد كه حرف از مرگ مي زنيد .... من؟ ... اشتباه مي كني ، من مُردم ... من همون روزي كه از تو خواستم براي زنده بودنم دعا كني مُردم .... اگر چيزي به اسم وصيت نامه حقيقت داشته باشه اين يك وصيت نامه است ... يك قصه از يك آدم مُرده كه عاشق زندگي بود ، عاشق نفس كشيدن ، قدم زدن توي كوچه هاي باريك ، ديدن ابر هاي پشته اي ، خوردن آب از پاشير حوض ، خنك كردن سر انگشت توي شربت آبليمو .... اما از زندگي خبري نيست ...زندگي خيلي وقته دست از سر كچل ما برداشته...

بعد از تحریر : یه جایی اون دورا...سر کوه ... یه قبر هست که روش یه گل رز کندن ... عین قبر زیبای خفته ... من دلم میخواست بعد از مردنم اونجا منو دفن کنن. عصر پرنده های سفید میشینن رو نرده ها و باد میاد می وزه تو درخت پر از گلی که بالای قبر هست ... یه درخت انار هم هست ... من یکی از انار هاشو دارم ... یکی از قرمزترین هاشو ...

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 7:34 بعد از ظهر  توسط کرم دندون  |